***
چه شعارهایی نباید داد
باران: این روزها و در حالی که بحث پیرامون انتخابات ریاستجمهوری آینده در ایران بالا گرفتهاست، تحریریه وبسایت بنیاد باران نیز چند پرسش را با متفکران و سیاستمداران در میان گذاشتهاست. خواننده پیگیر مباحث مربوط به انتخابات احتمالا درمییابد که این پرسشها را چندی پیش سیدمحمد خاتمی در یکی از جلسات سخنرانی خود طرح کرد. اما صرفنظر از هرگونه گمانهزنی درباره کاندیدای احتمالی اصلاحطلبان، پاسخ به این سئوالها میتواند استراتژی اصلاحطلبان را برای ورود به عرصه انتخابات تعیین کند. در این میان عبدالحسین آذرنگ، نویسنده و پژوهشگر به طور مشخص به یک سئوال پاسخ داده و درباره نامزدی احتمالی سیدمحمد خاتمی سخن گفتهاست.
با توجه به شرایط موجود چه کارهایی را باید انجام دهیم و چگونه میتوانیم به انتخابات ورود کنیم؟
1- بدون داشتن شعارهایی مشخص نمی توان از مردم خواست که به کسی یا جریانی بپیوندند. طرفداران اصلاحات در عرضة شعارهای دقیق، روشن ، با قابلیت تبدیل به برنامه های قابل حصول در زمان معین ناتوان بوده اند. گمان می کنم اصطلاح «اصلاح گران خجول یا شرمگین» برای این ها مناسب تر باشد تا اصطلاحاتی دیگر. آقای خاتمی، راس جناح اصلاح گران با چه شعاری می خواهد پای به عرصة انتخابات بگذارد؟ مطمئنا در پاسخ این پرسش نخواهید گفت : آزادی و مردم سالاری.
2- در بارة آقای سید محمد خاتمی این نکته را لازم می دانم تاکید کنم که هیچ انسان بی طرف منصفی در درستی و شرافت او تردید نکرده است. در طول خدمتش هیچ تخلف مالی یا اخلاقی از او دیده نشده است. در پاک دامنی او جای شک و شبهه نیست، اما او با چه سخن، برنامه، تحلیل، گروه و سازمان دهی تازه می خواهد به میدان بیاید؟ آن هم در شرایطی که مخالفانش بیش از پیش نسبت به ضعف های حکومت و مدیریت و سازمان دهی او دقیق شده اند.
در 1380 که آقای خاتمی می خواست برای بار دوم نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود، از سوی دفتر یا گروه مشاوران ایشان با عده ای مشورت شد. باید بگویم یکی از عادت های بسیار خوب آقای خاتمی همین مشورت خواهی و گوش دادن به سخنان کسانی است که طرف مشورت قرار می گیرند. در آن مشورت خواهی این پیشنهاد هم به ایشان شد که نامزد نشوند، بلکه کنار بروند، حزب اصلاح طلبان را تشکیل بدهند، نیرو جمع کنند، روی برنامة اصلاحات به جد بیاندیشند، همفکران خود را بیابند و به توافق نظر بیشتر و همکاری گسترده تر دست یابند، و آنگاه با گروهی سازمان یافته و هم اندیش پس از مدتی به عرصة مبارزه بیایند ، و آن کارهایی را که در دورة اول ریاست جمهوریشان نتوانستند انجام دهند، و نیز از روز آشکارتر بود که در دورة دوم هم نخواهند توانست کاری از پیش ببرند، پس از سازمان دهی جدید به اجرا بگذارند.
آقای خاتمی این پیشنهاد را نپذیرفتند، بار دیگر مسئولیت پذیرفتند و ناموفق تر از دورة پیش از صحنه بیرون رفتند. اما این شکست ، فقط شکست آقای خاتمی و همکارانشان نبود، شکست همة طرفداران اصلاحات و شکست آن بخش از ملت بود که به آقای خاتمی اعتماد کرده و به او امید بسته بود. آقای خاتمی، که اهل فضل و علم و اندیشه است، خوب می داند که شکست آرمان های ملت به چه معناست. ملتی را برانگیختن، بعد هم او را با حسرت و آه رها کردن، نکته ای نیست که آقای خاتمی نداند، نشناسد و از پیامدهای شومش بی اطلاع باشد.
آقای خاتمی این تجربه را حتما از یاد نبرده اند. من به عنوان یکی از آحاد ملت، یک ایرانی ، به رغم مخالفت هایی که با شمار زیادی از روش ها و سیاست های حکومت ایشان داشتم، هرگاه آقای خاتمی را به عنوان نمایندة کشورم در مجامع داخلی و خارجی، در گفت و گو با سران کشورها و سیاستمداران جهان می دیدم، هرگای پیام و سخنی از او می شنیدم، هرگاه با منطق فصیح و بیان بلیغ او رو به رو می شدم، احساس فخر و غرور می کردم و به ایرانی بودنم می بالیدم. این ارزش ها به جای خود محفوظ، اما درد شکست پس از آن غرورها و بالیدن ها و مباهات ها ،نه تنها کمر آقای خاتمی و همفکران و همکارانش، که شانه های ملتی را خرد می کند.
3- آگر آقای خاتمی عزم خود را جزم کرده است که بار دیگر به میدان بیاید، مقدمش گرامی باد. ایشان مختارند و می توانند خود را برای پیروزی یا شکستی دیگر آماده کنند. اما اگر بر این باورند که ملت ، ایشان را به میدان بیاورد، اما ایشان پای هیچ شعاری نایستد و ملت به موعظه و اندرز شنیدن و گوش دادن به درس های اخلاقی و استماع انشاء های بلند، که همة قواعد فصاحت و بلاغت هم معولا در آن ها مراعات می شود، صبورانه اکتفا کند، بی تردید مرتکب خطای سیاسی بزرگی خواهند شد. خاتمی شریف تاثیرگذار کنشگر دوست داشتنی و ستودنی است، نه خاتمی شریف کنش پذیر که اعتماد ملتی را همراه داشته باشد، اما ملتش را از دست بدهد. پیمان، دوسویه است و آقای خاتمی این را حتما بهتر از من می داند. او بیش از من و بیش از تک تک آحاد ملت،قدرت، شکوه و عظمت امواج گران عاطفه و اطمیان را که به سوی آمد و او را در عمق دریای دوستی و محبت فرو برد، حس کرده است. اگر می خواهد بار دیگر به آغوش امواج ملت بازگردد، باید با عزمی و با عهدی به سراغ ملت آید که همسنگ اعتماد، دوستی و محبتی باشد که ملتی سخت اندوهگین و خشمگین نثار او می کند. آیا شانه های سید محمد خاتمی طاقت این بار را دارد؟




» خاتمی در نشست ماهانه باران: عدالت و آزادی دو مفهوم توامان هستند
» دکتر عبدالله ناصری: بهترین تاکتیک سکوت است