***
جلب اعتماد در عرصه عمومی
باران: این روزها و در حالی که بحث پیرامون انتخابات ریاستجمهوری آینده در ایران بالا گرفتهاست، تحریریه وبسایت بنیاد باران نیز چند پرسش را با متفکران و سیاستمداران در میان گذاشتهاست. خواننده پیگیر مباحث مربوط به انتخابات احتمالا درمییابد که این پرسشها را چندی پیش سیدمحمد خاتمی در یکی از جلسات سخنرانی خود طرح کرد. اما صرفنظر از هرگونه گمانهزنی درباره کاندیدای احتمالی اصلاحطلبان، پاسخ به این سئوالها میتواند استراتژی اصلاحطلبان را برای ورود به عرصه انتخابات تعیین کند. همراه ما باشید.
اصلاحات چیست و ما در پی چه خواستههایی باید باشیم؟
منظور از اصلاحات در واقع توسعه سیاسی و باز شدن نظام سیاسی به طرف گروههای اجتماعی بود که تا مقطع سالهای ورود دولت اصلاحات موفق نشده بودند وارد ساختار سیاسی شوند و بنابراین در سال 76 و بعد از آن با طرح موضوع اصلاحات هدف این بود که محرومیت گروههایی که امکان رقابت در ساختار سیاسی جامعه را نداشتند، از بین برود.
با توجه به شرایط موجود چه کارهایی را باید انجام دهیم و چگونه میتوانیم به انتخابات ورود کنیم؟
هر رقابت انتخاباتی با ارایه برنامه و نقد طرف مقابل شکل میگیرد و اگر هم طرف مقابل مانند انتخاباتی که در پیش رو داریم، در تصدی قدرت بود و مناصب سیاسی و اقتصادی را در اختیار داشت، باید در نقد تصدی گری او کوشید. در کنار آن هم باید راه حلهایی برای برنامههای ناکام طرف مقابل ارایه بدهیم. البته صرف نقد و دادن برنامه هم کافی نیست و یک نیروی سیاسی باید بتواند نظر مردم را به طرف خود جلب کند. گاه یکی نیروی سیاسی تمام شرایط کسب قدرت را روی کاغذ دارد، اما در عمل به هر دلیل نسبت به آن همراهی وجود ندارد. در واقع هر چه یک جریان سیاسی در واقعیت صلاحیت اداره کشور را داشته باشد، اما نتواند افکار عمومیرا به طرف خود جلب کند، طبیعی است که شکست میخورد. بنابراین یکی از اقتضائات انتخابات ریاست جمهوری این است که فردی برای کاندیداتوری معرفی شود که بتواند در صحنه عمومی، جلب اعتماد کند.
آیا توده مردم برای شرکت در انتخابات انگیزه کافی و لازم را دارند؟
به هرترتیب وقتی دولتها برسر کار میآیند و در بخشی از برنامههای خود ناکام میمانند، باعث میشوند که درصدی از میزان مشارکت مردم در انتخابات کاسته شود و مردم احساس کنند که فرصتهای انتخاباتی تاثیری در روند زندگی آنها ندارد. البته به نظر میآید که درصدی از مردم وجود دارند که همیشه میتوان به حضور آنها در انتخابات امیدوار بود و حضور همیشگی این 60-50 درصد واجدان شرایط، حضوری تعیین کننده است. حضور بیشتر از این تعداد، دیگر به مهارتهای انتخاباتی افراد بستگی دارد. حتما میزانی از ناامیدی مردم برای شرکت در انتخابات به این برمیگردد که تودههای مردم، ساختار سیاسی کشور را نسبت به حساسیتها و مطالبات اجتماعی بی تفاوت میدانند و این هم صرف نظر از جناح بندیهای موجود است و دقیقا به همین دلیل، مردم جناح بندیهای موجود را جدی نمیگیرند. این دیدگاه هم در میان تودههای مردم وجود دارد و هم در میان گروهی از نخبگان و البته خیلی هم سخت است که این افراد را دوباره به پای صندوقهای رای برگرداند. به نظر من با توجه به شرایط موجود باید روی آن هسته مردمی که حضور آنها در انتخابات همیشگی است، سرمایهگذاری کرد. پس از آن هم باید با ادبیاتی وارد عرصه انتخابات شد که گروههای ناامید هم امیدوار شوند. هر چند با توجه به محدودیتهایی که نهادهای سیاسی در ایران دارند، تغییر وضعیت موجود و جلب اعتماد روشنفکران خیلی سخت است و بنابراین به نظر میرسد سیاست انتخاباتی بعدی برای همه گروهها باید روی هسته اصلی رای دهنده متمرکز باشد.




» خاتمی در نشست ماهانه باران: عدالت و آزادی دو مفهوم توامان هستند
» دکتر عبدالله ناصری: بهترین تاکتیک سکوت است